یکی به اسم اس اس رفته برای بادآورده جان گداز هرمس کامنت گذاشته که:
چقدر همهمان شوق رسیدن این روزها را داریم ... چقدر همهمان دلمان میخواست این دورهمجمعشدنهای جداجدایمان در خلوت آپارتمانهای تنگ و تاریک به جمعهای بزرگی در روشنای روز بدل شود ... چقدر از خفاش بودن خستهایم ... چقدر هنوز از این خاک نبریدهایم به انتظار این روزها.
چقدر مرسی از این تابلوی بینظیری که کشیدی!! ، پرینتاش را می دهم همسرم هم بخواند که دلش نگیرد از این بیکسی این روزهایمان ... از این جمع بزرگ دوستانمان در ونکوور و مونترال و تورنتو و ... هرجا به جز تهران.
|