June 30، 2008

از آرزوهایی که روز به روز دور تر و دورتر می شوند

یک تورنمنت حسابی, مثلن همین یورو 2008 تمام شود. بعد کار من تازه شروع شده باشد. روزها و شب ها را به بازبینی بازی ها و مرتب کردن داده ها و آنالیز آماری بازی و فیش برداری بگذرانم. درگیر نوشتن مقاله ای باشم با عنوان بررسی عملکرد هافبک های دفاعی در یورو 2008. همه چیز را بررسی کنم. فیلم دوربین هایی که 90 دقیقه فقط حرکات یک بازیکن را ثبت کرده اند را هی ببینم. آنالیز آماری که تمام شد بروم سراغ تحلیل داده ها. هی نگاهشان کنم و هی فکر کنم و سیگار بکشم. بعد از چند روز که  داده های به دردنخور ته نشین شد و تحلیل زلال و شفاف باقی ماند, بنویسمش. با جمله بندی هنرمندانه و نثر موثر خودم. با قلمی که مقاومت هر منتقدی را بشکند. چنان اغوا کننده که بی ربط ترین افراد را شیفته ی دوباره دیدن بازی ها کند. بعد بنشینم دوباره چند تا از بازی هایی را که دل ربا تر بوده اند دوباره و سه باره ببینم و از درست بودن بررسی ها و تایید مکرر تئوری هایم کیف کنم. در سمیناری که دو ماه بعد از فینال برگزار می شود چنان ارائه استادانه ای داشته باشم که مربیان و مدیران تیزبین را به استخدامم وسوسه کند. مشتری های فراوان داشته باشم برای مشاوره های گاه و بیگاه و انبوه پیشنهاد برای کارهای پاره وقت این چنینی.