تقویم را نگاه کن. تعطیلی های متوالی را رصد کن. عرق نابی فراهم کن. خانهای خالی بیاب. دوستانات را خبر کن. کتاب مناسبی بردار. چندین فیلم دیده و ندیده و چند ساعت موسیقی سرخوشانه آماده کن. مزه بخر. باک ماشین را پر کن. برای صبح جمعه میز شش نفره آنتراکت را رزرو کن. برنامهتان را طوری بچین که به مقدار لازم ساعت های یکنفره و دونفره و سهنفره و چندنفره داشته باشد. مناسب ترین زمانبندی از نظر من باید ساعتهای یک نفره کم ولی دقیقی داشته باشد. من اگر ساعت های تنهایی-لازم ام به تاخیر بیفتد، ممکن است گند بزنم به همه خوشگذشتن های قبل و بعد. گفتن ندارد که ساعتهای دونفره بدنه اصلی برنامه رو تشکیل خواهند داد. بهترین و فارغترین و خوشنورترین و خوشحالترین زمانها، باید به این گونهی انسان ساز اختصاص پیدا کنند. البته باید کاملن مراقب باشید که ناخواسته انسانی نسازید که موجب پشیمانی است. ساعتهای سه نفره باید با سلیقه و هوشمندی، بین ساعتهای دونفره پخش شوند. نه آنقدر زیاد که "پس ما کی به هم برسیم؟" و نه اینقدر کم که "ما دیگه شورش در آوردیم واقعن!". نفر سوم هم معمولن منحصر به فرد است. چند نفر هستند که حضورشان ارزش به هم خوردن خلوت دونفره را داشته باشد؟
برای وقتهایی هم که احساس کمبود سوشیالایزینگ کردی، از قبل چند نفری را استند بای داشته باش. تلفنت را بردار و دعوتشان کن. شک نکن دوستانت به دعوت تو به چشم ریسمان نجات از جمع های ملال آور خانوادگی و رختخوابهای چسبناک و خسته کننده نگاه خواهند کرد و تا وقتی بخواهی، کنارت خواهند ماند.
پ.ن 1: اگر مثل ما دوست داری ساعتهایی را که سرت گرم است فیلم ببینی، از زیرزمین آقای کوستوریتسا غافل نشو. تمام فیلم به می و موسیقی می گذرد. (می و موسیقی کلمات من نیست. کلمات خانم گلابتون/فالشیست است)
پ.ن 2: هر چند وقت یک بار، روزی روزگاری در امریکای آقای لئونه را نگاه کنید. تاریخ امریکا و مفهوم سینما را با هم مرور کنید و از این همه حس و این همه قصه و این همه چهره و این همه اتمسفر و این همه موسیقی و این همه موسیقی و این همه موسیقی، دچار ارگاسم مکرر شوید.
پ.ن 3: هرگز و هرگز از کتابهای آقای دو باتن, همان دو تایی که قبلن در مورد ترجمه اش حرف زده ایم غافل نشو. قبلن هم گفته ام. قدت را بلند می کند, چشم را سو می بخشد, پوست را شفاف و ذهن را جوان و قوه باه را زیاد می کند. ,