در مورد رستوران اردک آبی زیاد شنیده بودم. به عنوان بوفه ای با کیفیت غذای نازل و قیمت بالا واقع در مرکز خرید تندیس. شنیده ها و تجربیات دوستان باعث شده بود هرگز میلی به امتحان کردنش نداشته باشن. ( باور میکنی اسم رستوران هم حس ناخوشایندی در من ایجاد کرده بود؟ قابل درک است؟)
کسی آمد و از کیفیت بوفه صبحانه اش تعریف کرد. از تو چه پنهان که ایده راه اندازی بوفه صبحانه چند سال پیش ذهن من را خارانده بود. صبح چهارشنبه، در حالی که کمی هم سرماخورده و خسته بودم رفتیم "اردک آبی".
اولن که دیر رسیدیم و مجبور شدیم رنج صفی طولانی را تا راه یافتن به داخل رستوران تحمل کنیم. اما بعد از ورود:
محیط و چیدمان : خوب : شیک بود و البته قشنگ. میز ما کنار پنجره بود و منظره چشم نوازی در مقابل داشتیم. مبلهای فوق العاده راحتی هم بود که تا به حال در هیچ رستورانی ندیده بودیم و ما را به یاد آن رستوران بین راهی Pulp Fiction انداخت.
میزبانان: شما اگر صبح روز تعطیل خانمی را با مانتو و مقنعه سرمه ای اداره ای ببینید چه حال بهتان دست می دهد.
آرامش محیط: خیلی شلوغ بود. انبوهی از زنان و مردان به طور همزمان به انواع سر و صداهای ممکن گوشمان را می نواختند.
روی تابلو نوشته بود منوی سرد 3500 و منوی گرم 4500 تومان. طبیعتن انتخاب ما یک منوی گرم و یک منوی سرد بود. من میز غذاهای سرد را ندیدم و فقط با توجه به انتخاب های دوستم نظر خواهم داد.
تنوع و مزه غذاهای منوی گرم
از نظر تنوع پایین تر از چیزی بود که انتظار داشتم. آش و حلیم نداشت. شخصن حلیم خور نیستم ولی لذت خوردن آش های پر ملاط را در اولین ساعات صبح از به یادماندنی ترین لذت های خورذاکی تجربه شده خودم می دانم.
یک سوسیس معمولی داشت و یک سوسیس با سس قرمز که هر دو بیش از حد چرب بودن. نیمرو و ذرتش هم کاملن بی مزه بودن. به عنوان یک اشکال عمده شاید بشه گفت آشپزهاش با ادویه ها و طعم دهنده ها و سس های مختلف آشنا نیستند.
نکته: پنهان نمی کنم که کمی سرما خورده بودم و گیرنده های حسی چشایی و بویایی یک آدم سرما خورده،–شاید- مرجع مطمئنی برای قضاوت در مورد مزه ها نباشند. ولی در همه این موارد دوستم با من هم نظر یود.
تنوع و مزه غذاهای منوی سرد
فقط دو نوع پنیر داشت و سبزی خوردن و فندق از نامدارترین غایبین سفره بودند. ضمن اینکه صبحانه بدون نان بربری به نظرم اساسن مردود است. بسته های کوچک عسل کارخانه ای هم شدیدن چشم آزار بود.
شیر گرم نداشت. چای کیسه ای با کیفیت نازل و قهوه نه چندان خوش طعمی هم داشت که مقبولمان نیفتاد.
تازه در حالیکه با کوله باری از نارضایتی در حال ترک رستوران بودیم با صورت حسابی مواجه شدیم که ما را در حدود 25% بیش از آنچه می اندیشیدیم بدهکار نشان می داد. بله! میزبان زرنگ ما نفری 1000 تومان هم به خاطر نوشیدنی به حسایمان افزود و نهایتن نفری 5000 تومان، یعنی تقریبن به قیمت یک ناهار خوب در یک رستوران متوسط ما را سلفید.
پ.ن : من قبلن در هتل مشیرالممالک یزد و هتل پارس کرمان و هتل پارس مشهد صبحانه هایی به مراتب بهتر از این خورده ام. شنیده ام صبحانه هتل رامسر هم رویایی است. دیروز هم شنیدم که صاحب سلیقه ای از صبحانه "گیپا" تعریف می کرد. گیپا را که یادت هست؟ پست دوم این وبلاگ را ببین.
پ. ن : اردک آبی در وبلاگهای فارسی مشهور است. ببین.